Friday, May 25, 2007

دلی که شکستی

دلی که شکستی
امشب من موندمُ یه آسمون تنهایی
تو داری میری با دلی که شکستی
یه روز میای با قلبی که جایی واسه من نداره
قلبی که از تیکه های شکستش حتی نمیشه انتقام گرفت
هیچ مرحمی واسه یه قلب پاره ندارم
امشب هیچ اشکی واسه تو نریختم
به این خاطر که ارزش یه قطره اشکم نداری
تو پر از حسادتی، یه قلب پر عادتی
تو زدی شکستی، قلبی که بستی!
داری میگی عاشقتم، آره من اسیر و رامتم؟
فکر می کنی همون دیوونه ی همیشگی ام؟
فکر میکنی ستارمی، یا همدم دل تنگمی؟
بخشیدنت واسه من کاری نداره
بدون که پس میدی یه روز، این یه رسمه حاشا نداره!
دیگه شبا با خیال تو نمی خوابم
اینم میگذره، بشکن و برو...
برو از خیال من، آخه من حرفای تکراری ام!
هیچ راه برگشتی نذاشتی
تو تنها رویای منو کشتی
اومدی گفتی قلبتو دادی به یکی دیگه
با تو بودن هم تجربه کردم ولی گذشته هام قشنگتره
دیگه هیچ وقت پیشت بر نمی گردم
ستاره های آسمونم نمی خوام
نمیگم دوسِت نداشتم، اما حالا دوسِت ندارم!

No comments: