Friday, May 25, 2007

وقتی هستی

وقتی هستی
وقتی هستی پرم از هر چه که هستی، هر چه خندست هر چی لبخند هر چی اشک و هر چی گریست!
وقتی هستی منم و دل، دل غمگین دل خسته، دل عاشق
وقتی هستی پرم از نیاز بودن، خالی از هر چه کینست
وقتی هستی یه دل صاف مثه آینه، مثل گلبرگ
وقتی هستی یه ستارست…
وقتی هستی نگو نیستی، آره هستی، عاشق و مستی.
وقتی هستی دلت اینجاست با هر چی غصست.
وقتی هستی من کی هستم؟!
وقتی هستی لب تو; لب یه لبخند، چشم تو; چشم یه ستارست.
نه سفیدی مثه دفتر، نه سیاهی مثه دل من
وقتی هستی من همه نیاز خواستن، من همه نیازِ پَرپَر.
وقتی هستی پرم از هرچه رسیدن، مثه غنچه تو اوج رفتن.
وقتی هستی یه جورامیدی، نمیدونم میشه با تو موندم؟!
وقتی هستی پرم از به تو رسیدن اما تویی تو اوج رفتن!
وقتی هستی یه شبِ پر از سکوتم، تو غربتِ کوچه دویدن!
وقتی هستی یه درختِ، شاید با تو سبز شه!
وقتی هستی دیگه نیستم خالی و پوچ، به انتظار مرگم نشستن!
وقتی هستی برام ستاره چیدن، از چشم یه عاشق واسه دلِ خستم!
وقتی هستی محو تماشام، چشمامو به دنیا بستم!
وقتی هستی کیه خسته و خالی؟!
وقتی هستی پر از خیاله، قلبِ عاشق و غریبم!
وقتی هستی اتاق پر از فریبه، آره بوسه، آره لبخند!
وقتی هستی بگو، خودت بگو کی هستی؟!
وقتی هستی نباش به فکرِ رفتن!
وقتی هستی منم اینجام واسه قلبت، روحِ خستت!
وقتی هستی نگو خیالی، نگو بازم که خوابی!
وقتی هستی غصه رو کردی ویرون، قلبش و کردی حیرون!
وقتی هستی چشمات یه شرابِ پرِ مستی!
وقتی هستی واسم سوالی، اما ندارم واست جوابی!!!
وقتی هستی قلبمو از سینه کندی، بگو به چی سپردی؟!
وقتی هستی پر بوسه، نکنه لبت بسوزه!!!
وقتی هستی همه جا پرِ سکوته، دلم پرِ بهونه!
وقتی هستی خوابم پر از فرشتست، همونایی که میخندن!
وقتی هستی، تویی یه آغوش واسه خودِ من!
وقتی هستی دستاتو وا کن، منم اینجا، منو صدا کن!
وقتی هستی لبِ تشنم، نمیدونم چرا همیشه تشنست؟!
وقتی هستی یه آسمونِ ولی فقط تویی ستارش!
وقتی هستی چه خوبه، تو هواش نفس کشیدن...

دلی که شکستی

دلی که شکستی
امشب من موندمُ یه آسمون تنهایی
تو داری میری با دلی که شکستی
یه روز میای با قلبی که جایی واسه من نداره
قلبی که از تیکه های شکستش حتی نمیشه انتقام گرفت
هیچ مرحمی واسه یه قلب پاره ندارم
امشب هیچ اشکی واسه تو نریختم
به این خاطر که ارزش یه قطره اشکم نداری
تو پر از حسادتی، یه قلب پر عادتی
تو زدی شکستی، قلبی که بستی!
داری میگی عاشقتم، آره من اسیر و رامتم؟
فکر می کنی همون دیوونه ی همیشگی ام؟
فکر میکنی ستارمی، یا همدم دل تنگمی؟
بخشیدنت واسه من کاری نداره
بدون که پس میدی یه روز، این یه رسمه حاشا نداره!
دیگه شبا با خیال تو نمی خوابم
اینم میگذره، بشکن و برو...
برو از خیال من، آخه من حرفای تکراری ام!
هیچ راه برگشتی نذاشتی
تو تنها رویای منو کشتی
اومدی گفتی قلبتو دادی به یکی دیگه
با تو بودن هم تجربه کردم ولی گذشته هام قشنگتره
دیگه هیچ وقت پیشت بر نمی گردم
ستاره های آسمونم نمی خوام
نمیگم دوسِت نداشتم، اما حالا دوسِت ندارم!

بدون تو

بدونِ تو
بدونِ تو بودن نمی خوام
بدونِ تو خندیدن نمی خوام
بدونِ تو حتی یک نفس
بدونِ تو حتی یک قدم
بدونِ تو حتی یه خواب خوش
بدونِ تو حتی یکی باشه هم نفس
بدونِ تو معنا نداره
هرچی که رنگه دنیا رو داره
بدونِ تو زنده بودن
کابوسه خیاله من
بدونِ تو بازیچه شدم
اسیر دست ِیک تقدیرِ غلط
بدونِ تو نه جای ماست
نه حتی یه رد پاست
بدونِ تو سیاه شده
آبیه آسمونه من
بدونِ تو یکی شده
رنگه همه قشنگی ها
بدونِ تو مردن همه
رویاهای سبز دلم
بدونِ تو تبعیدی شدم
بدون تو تنها شدم
بدونِ تو ، نه من ، نه عشق
بدونِ تو کم میارم
اسمتو تو لحظه هام
بدونِ تو خوابن هنوز
کبوترای قصمون
بدونِ تو بن بست شده
کوچه های خاطرمون